السيد حامد النقوي
497
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )
و سر خيل قافله حجّاج و مجاهدين وى بود اين همه ترويج شريعت از شرق تا غرب و رفع بدع و محدثات كه مىبينى و اين همه مذاكرهء علوم و كثرت صوم صلاة و زكات و آبادى مساجد كه در مردم هند مشاهده مىكنى هم بدولت جد و اجتهاد او و مولوى عبد الحى مرحومست گويى در سرزمين هند مثل اين دو بزرگوار كه بجاى دو وزير شيخ خود بودند درين كار درين دوازده صد سال كسى نه برخاسته اسلام را بعهد ايشان رونقى ديگر حاصل شده و سنن مأثوره محو شده را به عرق ريزى ايشان حياتى تازه دست بهم داده لا سيما حكايات بركات وعظ و نصائح محمد اسماعيل و كثرت اهتداى مردم به پند و اندرز آن ربانى جليل چيزيست كه موافق و مخالف در آن يكزبانست نتوان گفت كه چه قدر رسوم اشراك و بدع از هم متلاشى شد و محدثات و كفريات از عالم بدر رفت نظم ماتت به بدع تمادى عمرها * ، دهرا و كاد ظلامها لا ينجلى ، فعلى به الاسلام ارفع هضبة * و رسا سواه فى الحضيض الاسفل غلط امرء بابى على قاسه * ، هيهات قصر عن علاه ابو على لو ان رسطاليس يسمع لفظة * من لفظه لعرته هزّة افكل و لو انّهم جمعوا لديه يتقنوا * ان الفضيلة لم تكن للاول تخم اتباع سنت و اجتناب از بدعت كه جد وى شاه ولى اللَّه محدث رضى اللَّه عنه درين ديار كاشته بود در عهد وى برگ و بار آورد و بدايت او از وى نهايت پذيرفت در علوم معقول و منقول ياد پيشينيان از خاطر مىبرد و در علم فروع و اصول ائمهء آن را دور تر مىنشاند در هر علم كه با او سخن رانى دانى كه وى امام اين فنست و در هر فن كه با وى مناظره كنى شناسى كه وى حافظ اين علمست اصول فقه بر نوك زبان داشت و علم حساب در انگشتان قرآن و حديث خود محفوظ سينهء او بود و فقه و منقول مشق ديرينه او هر چند مثل ديگر علما اشتغال بتدريس و تعليم نكرده و عمرى در كسب آن نه گذرانيده مگر در ميدان امتحان به زور ذكاى خدا داد و جودت طبع نقاد سبقت بر ممتحنين و اكابر علماى مشهورين مىبرد بتقريب حج و جهاد سفرهاى عرب و عجم كرده و در هر دو جا در بعض مسائل علماى عصر مثل شيخ محمد عابد سندى و مولوى فضل حق هندى با او طرف شده هر جا رايت فتح و اقبال بدست او ماند و خصم شكست بر شكست خورد مسائل و رسائل اين مناظره مشهور عالمست احتياج ذكر ندارد تمام عمر خود را در اعلاى كلمة اللَّه و احياى سنن رسول اللَّه و جهاد فى سبيل اللَّه و هدايت خلق اللَّه گذرانيد و دمى بآرام در جائى از بلاد اسلام نياسود تصانيف او كه بضرورت تمام و التماس جمعى از اعلام بوجود آمده غالب در اسفار تحرير پذيرفته و نوبت نظر ثانى در ان صورت نه بسته مع ذلك در بلاغت انشا و فصاحت املا و لطافت مبانى و تحقيق معانى روكش مؤلفات اقران و امثال بلكه بعض سابقين اعيانست اگر در رنگ ديگر اهل علم فرصت تاليف مىيافت و باطمينان خاطر در جائى نشسته مشغول بتصنيف مىشد خداوند چه كار مىكرد و همين ذكاوت طبع و جودت خاطر و علو پايه تفاوت او در دين و كمال تشرع بآداب شرع مبين سبب حسد اهل زمان و افتراى عداوت مبتدعان شد گاهى تهمت ترك حنفيت نمودند و گاهى رمى بوهابيت كردند بلكه نوبت به آن رسيد كه منسوب بمذهب اعتزال و خروج ساختند و به اين افراط روى خود چون نامهء اعمال خويش سياه كردند اينك كتب